تبليغاتX
باز باران . . . - سرمقاله ( مطبوعه )
یادداشت های من و همسرم

امروز داشتم توی فایل ها مربوط به نشریه باران می گشتم که چشمم به سرمقاله شماره 10 که در تولد 3 سالگی نشریه نوشته بودم افتاد یکبار دیگه خوندمش ، برای اون زمان جالب بود . خواستم دوباره نویسی اش کنم اما دیدم تغییراتش زیاد می شه ، گفتم که حس اون زمانش رو حفظ کنه و الان که فصل امتحاناته و رکود نشریات دانشجویی نقلش روی وبلاگ خالی از لطف نیست .

مطبوعه 

دنياي مطبوعات، دنياي پر پيچ و خم و قابل تأملي است و بررسي و به قولي از بالا به آن نگاه كردن انسان را متوجه مسائلي مي‌كند كه در نوع خود جالب توجه است. مسائلي از قبيل نحوه شكل گيري، افراد دست‌اندركار و طريقه و شيوه كارشان از نكاتي است كه دقت در آنها در نحوه انتخاب نشريه يا روزنامه مورد علاقه مي‌تواند تأثير گذار باشد.

در باب نحوه شكلگيري اگر خواسته باشيم به تاريخ و تاريخچه مطبوعات نگاه كنيم، بحث نياز اوليه و پرورش افكار و اطلاع رساني به مردم حرف اول را مي‌زند و همچنين در بحث كميت، تعداد و قالب كاري آنها نيز محدود بود ولي امروزه نشريات در قالبهاي گوناگون و با اهداف متفاوت و انگيزه‌هاي خاصي منتشر مي‌شوند. ( روزنامه‌هاي ورزشي، سينمايي، محلي، دانشجويي، سياسي ـ اجتماعي، خبرنامه‌هاي داخلي و روزنامه‌هاي روز و . . . ) هريك با ديگري از همه لحاظ متفاوت است و قابل مقايسه نمي‌باشد. اما مي‌توان جنبه‌هاي مشتركي بين آنها پيدا كرد مثلا بعد مادي و درآمدي آنها . همه نشريات و روزنامه ها به نوعي به فكر كسب درآمد هستند البته در اين مقوله هم روشهاي كسب درآمد متفاوت است به عنوان مثال برخي فقط از مطالبي استفاده مي‌كنند كه با جذب مشتري فروش بيشتري داشته و حداكثر سود را كسب نمايند. و چندان توجهي به عمق مطلب ندارند؛ روزنامه‌هاي ورزشي و سينمايي با استفاده از عكسهاي چشم نواز و زيبا بيننده و خواننده را جذب خود كرده و فرد را ترغيب به خريد مي‌كنند. و يا حتي بعضي نشريات سياسي با چاپ مطالب و درج تيترهاي جذاب و داغ كه ممكن است مورد توجه گروه خاصي باشد به جلب مشتري مي‌پردازند.

نكته ديگري كه بايد در بررسي نشريات مورد توجه قرار گيرد گروههاي حمايت كننده هستند كه مي‌توان گفت در بعضي نشريات بك رابطه مستقيم بين آنها برقرار است، بدين صورت كه وقتي با گروههاي حامي و شكل دهنده يك روزنامه يا نشريه آشنايي پيدا كنيد مي‌توانيد به محتواي مطالبي كه در آنها چاپ مي‌شود پي ببريد و همچنين با خواندن مطالب به چاپ رسيده مي‌توان به قالب فكري دست اندر كاران و حتي گروه حمايت كننده و حزب و جناح تأثير گذار بر آنها پي برد.

در بين اين گروهها افرادي هم پيدا مي‌شود كه هر چه در گوش آنها نجوا شود متأسفانه مستقيما از جوهر قلمشان به صفحه كاغذ و روي باجه منتقل مي‌شود. اين دسته از مطبوعات و دست اندركاران آن فقط كارشان اجراي دستورات و به طبع رساندن مطلب دلخواه تأمين كنندگان خود هستند و به نوعي مي‌توان گفت اين نشريات پايگاه مطبوعاتي جناح يا حزب سياسي خود هستند و اختياري از خود ندارند و ملعبه‌اي در دست سياست گذاران خود هستند و به پهنه‌اي براي سخن پراكني آنها تبديل شده‌اند.

البته گروههايي هستند كه با تأمين نيازها و اعتبارات لازم براي يك گروه مطبوعاتي كار را به خود آنها واگذار كرده و با انتخاب افراد اصلح در رأس كار آنچه رسالت است بر دوش نويسندگان و مسئولين گذارده و دخالت ديگري ندارند و در يك فضاي آزاد به بيان حقايق پرداخته و در عين حال كه در راستاي اهداف جمعي گام برميدارند حتي از گفتن مطالبي كه ممكن است خوشايند دوستان خود نباشد ابايي ندارند. و البته اينها موفقند.

ولي بحثي كه در پايان بدان اشاره مي‌شود و به طرح چند سئوال اكتفا مي‌شود در رابطه با جايگاه نشريات دانشجويي در اين جامعه مطبوعاتي است. نخستين سئوالي كه مطرح است اين است كه نشريات دانشجويي كه مي‌توان گفت بعد مادي و جنبه درآمدزايي آنها منتفي است با چه انگيزه‌اي شروع به كار و فعاليت مي‌كنند؟ آيا به فكر مطرح كردن خودشان هستند؟ به راستي چه عوايد مادي، معنوي، اجتماعي و حتي سياسي براي آنان دارد؟

مطبوعات در سطح كلان جامعه با تمام فراز و نشيب‌هايي كه در كارشان دارند بالاخره از يك قانون تعريف شده برخوردارند و به گونه‌اي بر آنها نظارت اعمال مي‌شود ولي يك نشريه دانشجويي از چه قانون و ساختاري بايد تبعيت كند؟ و اگر قانوني هم هست سطح آگاهي دانشجويان در مورد آن چقدر است؟ آيا در دانشگاهها يك واحد نظارتي و يا واحد حل مشكل و مشاوره براي نشريات وجود دارد؟ و بررسي مسئولين و توجه آنها به ميزان لزوم نشريات براي دانشگاه چقدر است؟ به واقع اعتبار و اعتماد گروههاي دانشجويي در نزد مسئولين به چه ميزان است؟ و هنگاميكه توجه، حمايت و نظارتي بر آنها وجود نداشته باشد؛ يك گروه جوان دانشجو و آماده كه مي‌خواهند كار نشريه را شروع كنند از كجا بايد خط مشي و راهكار بگيرند؟ در چنين شرايطي و با توجه به مشكلات مادي آيا وابستگي به گروههاي بيرون دانشگاه بايد جرم محسوب شود؟ بحث ديگري كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه علت گرايش و حمايت گروههاي بيرون دانشگاه به اين نشريات چيست؟ آيا از سر دلسوزي است؟ يا اينكه اين همان بحث يافتن پايگاه در بين اقشار مختلف است و يك جناح يا حزب و گروه با حمايت و توجه به گروههاي دانشجويي سعي در ايجاد پايگاه دانشجويي خود دارند؟

و خلاصه در پايان بايد متذكر شد كه وقتي كار يك نشريه آغاز مي‌شود مهمترين چيز آن هدف اوليه‌ايست كه براي خود تعيين مي‌كنند و اگر آن هدف را به درستي انتخاب كرده باشند و در مسير صحيح رسيدن به آن گام بردارند و استقلال و آزادي خود را حفظ نمايند آن هدف هرچه باشد بدان نائل مي‌گردند.

+ نوشته شده در  87/10/25ساعت 17:2  توسط شامکانی - اصغریان  |