تبليغاتX
باز باران . . .
باز باران . . .

یادداشت های من و همسرم
درباره وبلاگ

یادداشتهای من و همسرم .
بین ما یک اتفاق سیب ، سرخ افتاده است.
----------------------------------
دست نوشته هایی که باورمان است و باورشان داریم.
----------------------------------
ما همه بچه هایی هستیم که فقط بزرگ شدیم.
----------------------------------
نام وبلاگ را اینگونه گذاشتیم ، چون زمانی نشریه باران را در پیام نور کاشمر بنیان نهادیم و مدیریت کردیم و بر اوراق بارانی اش قلم زدیم . آن زمان تعریفی برای باران داشتیم و حال گونه ای دیگر تعریفش می کنند .
حال آن زمانمان را در چهره امروز را به عرصه مجازی باران آوردیم .

منوی اصلی صفحه ی نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ


پیوندها عکس های من ( پروفایل سایت فوتو )
وبلاگ قبلی من ( بچه کاشمری )
واژه نویس ( حمید رضا بی تقصیر )
ترشیزیان ( مهدی قاسمی )
آشنا یا غریبه ( جلیل یغمایی )
یک چمدان عکس کهنه ( سعید عامری )
شهر کتاب ( سالاری )
برای خدا ( ابوالفضل سعادتی )
کاشمرنامه ( محمد فیض عارفی )



آرشیو آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387

سرویس حدیث



روح خبیث . . .

من آدم خوبی هستم ، شاید هم به قول خانومی زیادی خوب هستم . البته شاید هم فقط خودم ازخودم خوشم میاد و احساس خوب بودن می کنم و در انظارِ نظاره گران به خویش صورتی دیگر دارم . تا آنجا که تصور و تصویری که از خود دارم و فکر می کنم بقیه هم این تصویر را دارند اینه که « یک جوان لاغراندام که فامیلش را هم بعد از چند بار تکرار می شود به طور غلط و ناقص ادا کرد و در دیدار بعدی از او پرسید : شما ؟ »

ولی بعضی فکر می کنند این محسن خوب ! همنشین سفره هایی است که نگو و نپرس ! و چنان پیچیده است که کسی سر از کارش در نمی و آورد .

البته شاید هم بد فکر نمی کنند چون همنشینی با آقایان و شیوخ  این شک را هم ایجاد می کند . اما خود این محسن خوب می داند و شاید تا به حال به کسی نگفته که از این همنشینی ها دولتی نیافته که بماند ، در ارتقای توانمندی های خودش هم دیوارهایی دیده است و عطای بالا رفتن از آنها را از ترس سرنگون شدن نردبان در میانه راه را به لقایش بخشیده است .

خوب بودن زیادی و بلد نبودن گفتن کلمه « نه » هم این عواقب را دارد که سالهاست این روش رفتار و عواقب و عوایدش را به جان خریده ام . و پیچیده بودن هم فکر کنم در پیچش موهایم خلاصه شود ، شاید هم سادگی زیادی باعث چنین برداشت هایی شده . و باز هم باید بگویم که ما کودکانی هستیم که فقط بزرگ شده ایم .

ساده حرف زدن من هم بعضی مواقع باعث دردسر است ؛ مثلا روز گذشته استادی زنگ زد و پرسید : محسن کجایی ؟ گفتمش حوالی کاشمر بلافاصله همسرم زنگ زد و همین سئوال را پرسید و من هم دقیقاً همان جواب را دادم ، خانومی که با لبخندی گفت : می بینمت و قطع کرد . ولی استاد از جوابم ناراحت شد . البته شاید کلام هایم در گذشته و عطف به این پاسخ باعث رنجش شده . در همان حین از دوست کنار دستی ام پرسیدم که باید چگونه جواب می دادم که فلانی ناراحت نشود ، گفت : باید مثل خودش بهش جواب می دادی و جزئیات را کامل می گفتی .

شاید و حتما من اشتباه کردم و باید با هر کس متفاوت از کس دیگر سخن گفت و من هم این را بعضا رعایت می کنم . اما به نظرم با هر کس نباید مثل خودش حرف زد . که اگر اینگونه باشد سنگ روی سنگ بند نمی شود چون مردم این روزگار را آینه دیدن خوش نیست .

در اینجا رسما از همه به خصوص خودم به خاطر رفتارهایم عذرخواهی می کنم و سعی می کنم به قول یک بنده خدایی « سکوت رادیویی » اختیار کرده و به دنبال موج و فرکانس خودم که مال خودِ خودم باشد بگردم . البته اگه روح خبیث محسن به سراغم نیاید و فریبم ندهد .


× نوشته شده توسط شامکانی - اصغریان در 88/05/06 و ساعت 10:46 |
سخن چین بدبخت . . .

(( با توجه به شبهاتی که در اذهان برخی در مورد این محسن متبلور شده است و تأدیب های صورت گرفته از سوی بزرگان تصمیم گرفتم کمتر با بزرگمنشان و پیران طریق همنشین شده و سخن پراکنی کنم تا باشد وقتی عدد سن و سالم به قواره آقایان برسد شاید فرصتی شد و کلامی رفت . . . بماند ... شرح تحقیق شده زیر را هم ، چون به خودم اعتماد ندارم آوردم تا برای خودم درس عبرت باشد ))

یکی از آفات زبان که از رذایل اخلاقی به شمار می رود و انسان را از راه خدا دور می سازد نمّامی و سخن چینی است .

قرآن مجید در نکوهش سخن چینی می فرماید :

« وای بر هر عیب جوی سخن چین » « همزه / 1 »

یا « از کسانی که بسیار عیب جو و سخن چین هستند پیروی مکن » « قلم / 11 »

یا «سخن چین »کینه توز و پورخور و خشن و بدنام است « قلم / 13 »

 سر انجام نمّام از دیدگاه قرآن

 قرآن مجید به کسانی که با نمّامی و سخن چینی آتش کینه و عداوت را میان مردم بر می افروزند هشدار می دهد و آنان را به عذاب دوزخ تهدید می کند چنانکه درباره یکی از همسران ابی لهب به نام امّ جمیل می فرماید :

« زن او {: ابی لهب } آن هیزم کش آتش افروز نیز اهل جهنم است » « تبت / 4 »

 فخر رازی در این باره می گوید :

1- ام جمیل به خاطر مخالفتی که با پیامبر اکرم داشت و ایشان را آزار و اذیت می کرد

2- علت دیگر این است که چون کار او نمّامی بود وی را « حماله الحطب » یعنی آتش بیار معرکه نام نهاده اند

 نمّامی از دیدگاه روایات

نمّام شریرترین افراد است

 حضرت رسول (ص) می فرماید : « آیا شما را به بدترین افرادتان آگاه نکنم ؟ عرض کردند : چرا ای رسول خدا  فرمود : بدترین افراد آنهایی هستند که به سخن چینی می روند و در میان دوستان جدایی می افکنند و در جستجوی عیب برای افراد صالح و پاکدامن اند » « اصول کافی ، ج 2 / ص 369 »

 امیر مومنان (ع) می فرماید : « بدترین شما کسانی هستند که سخن چینی می کنند و میان دوستان جدایی می افکنند و دنبال عیوب افراد پاکدامن می روند . » « اصول کافی ، ج 2 / ص 369 »

 سخن چینی و عذاب قبر

 حضرت علی (ع) می فرماید :

« عذاب قبر به خاطر سخن چینی و غیبت و دروغ است . » « انوار نعمانیه ، ص 259 »

 سخن چین وارد بهشت نمی شود

 امام باقر (ع) می فرماید :

« بهشت بر غیبت کنندگان و سخن چینان حرام است . » « محجه البیضاء ، ج 5 / ص 276 »

 انگیزه های نمّامی

 درباره اینکه چه انگیزه ای سبب ارتکاب انسان به چنین ملی می شود یک یا چند مورد از علل زیر است :

 1- انسان به کسی که مطلبی از او نقل می کند نظر سوء داشته و در صدد بدنام کردن وی باشد .

2- بخواهد به وسیله نمّامی نسبت به کسی که نزد او سعایت (سخن چینی)می کند اظهار دوستی و محبت نماید .

3- تفریح و سرگرمی

4-هرزه گویی و مجلس آرایی و همنشینی با اهل باطل

5- تفرقه افکنی و ایجاد تشویش و اضطراب در اذهان مردم

 از زبان سعدی :

سخن‏چینی، از خصلت‏های ناپسندی است که دوستی افراد را از میان می‏برد و نفرت و تفرقه و دشمنی را جای‏گزین می‏کند. دین مقدس اسلام نیز این صفت رذیله را به شدت نکوهش می‏کند، چنان‏که حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: «بدترین شما، سخن‏چینان و تفرقه‏اندازان میان دوستان هستند».

سعدی، شاعر سخن‏دان هم در کلام خود، این عمل را نکوهیده می‏داند و فرد سخن‏چین را هیزم‏آور میدان معرفی می‏کند و می‏گوید:

میان دو کس جنگ، چون آتش است سخن‏چین بدبخت، هیزم‏کش است
کنند این و آن خوش دگرباره دل وی اندر میان، کوربخت و خجل
میان دو تن، آتش افروختن نه عقل است و خود، در میان سوختن


× نوشته شده توسط شامکانی - اصغریان در 88/05/03 و ساعت 12:13 |
آخرین مطالب وبلاگ خاطرات بی خیال دیگران وبلاگ نویسان ترشیز داستان بره مظلوم و کبک ها ترس . . . لطفا نظر ندهید چشم ها را باید شست . . . برای در و دیوار !! مهم برای خودم روح خبیث . . . سخن چین بدبخت . . . حرف های بی مقدمه شما نجار زندگی خود هستید گذری بر شماره 10 نشریه باران ـ اردیبهشت 83 طعم شهادت در کام علی